سلام بروبچس؟من نیمام!
حال احوال؟
پاورقی خانوادگی مجله ی خانواده ی آنتی دارن (دارن درسته!)
بزارین از اون سر پیاز شروع کنم:
یه روز من در خانه نشسته بودم که دیدم خواهرم همراه امین (بچه ی خواهرم)تشریف آوردن خونمون این بچه تقریبا 4 سالشه.!هی با کامپیوتر من وررفت منم که حساسیت عجیبی رو کام دارم به نیشگون و بشگون و ایشگون و هرچی که بگین متوسل شدم اما خدا یه سری بچه ی سریش افریده که واسشون همون مثل:مار از پونه بدش می یاد در خونش سبز می شه کاملا صادقه! بعد از کلی داد و بیداد گفتم باشه دایی جون زور من به تو نمی رسه...این مامان جونتم که عین خیالش نیست...بیا چهار تا کتاب بدم بخون حالشو ببر(منظورم همون کتابایی بود که برای خردینشون هر روز هزار با لعنت نثار خودم می کردم..!)و این کتاب ها نویسندش دارن شان بود(درن غلطه!!) مام اومدیم سری شیاطینو گذاشتیم جلوی امین جون و گفتیم بیا عزیز من بخون...!
یک ساعت بعد...
(دیالوگ ها به صورت کاملا مستند!)
امین:دایی نیما این چرتو پرتا چیه این تو نوشته ؟
نیما:کدوم چرت و پرتا؟
امین :همین که تو این کتابای بی خود به خرد ملت فهیم می دن دیگه!!!
نیما:ها؟
امین مگه کری؟
نیما:نه کر نیستم ولی ...خوب کتابای خوبیه مناسب زیر 6 ساله...!
امین: برو بابا....
نیما:امین عفت کلوم داشته باش....ای بیشعورررررر.....!(اینم از الفاظ کریهی که دارن تو کتاباش استفاده کرده---»بد آموزی داره!ملت نخونین اینا رو....!)
امین:خوب راس می گم دیگه من این سری اشباحشو 2 سال پیش مامانم برام خرید شبا که خوابم نمی برد با مداد رنگی توش خروس می کشیدم...!
نیما :نه دایی جون نویسندش خوبه !
امین:آخه ابله...کدوم آدم عاقلی انقد چرتو پرت می نویسه...تو که اینارو 10 یا 20 بار خوندی انقد ذهنتو بسته که متوجه انسان نبودن دارن نشدی..!؟؟می دونی چیه دایی اصلا همش تقصیر غربه می خوان مارو غرب زده کنن...هرچند که اون ور آبم از این هیولا ها پیدانمی شه.!
نیما:خواهر بیا بچتو جم کن...!(جیغ....!)
امین:چرا مث آواره ها جیغ و داد می کنی؟می دونی چیه این اخلاقتو همین داستانا به گند کشیدن خودم همین چن شب پیش دیدم تو خواب داشتی داد می زدی:لرد لاس اون مادر زن آیندمه ...ببرش...ببر شپلخش کن...!
(و اینم از قصی القلب شدن که از امراض مسری این کتاباس!)
بعدشم جیغ زدی:نه...نه...عقش منو نبر ..لرد لاس حواستو جم کن اون سکینه! رفیقمه اون یکی مامانشه!(اینم از ترویج منکرات از طریق دارن شان)
برو تو آینه خودتو نگا کن شدی عینهو خون آشام...بشین آرزو های بزرگ و سه تفنگدار و غرور و تعصب بخون چهار تا چیز یاد بگیری فردا پس فردا قراره خرج زنو بچتو به عهده بگیری ...اونا که مث ما نیستن گند اخلاقیتو تحمل کنن و بگن تقصیر این دارن شانه که روی قشر خاکستری مغرت تاثیر گذاشته وخل شدی و دست خودت نیست....فک می کنن جد و آبادت همین جوری گند اخلاق بودن و اون موقع شخصیت بزرگ مردی مث من که خواهر زادتم میره زیر سوال...!(اینم نشونه ی اینکه با خوندن این کتابا نه تنها خودمان بلکه کل فوامیل را زیر بار سنگین سوال می بریم...!)
نیما:(نیما تحت تاثیر سخنان امین چار چشمی به عینک رو دماخ امین نگا می کند!وبه داشتن چنین خواهر زاده ی جذابی به خود می بالد...!)
بقیه ی داستان در هفته اینده....!
به نظر شما نیما متحول می شود یا این که دارن شان آنقدر عمیق در ذهن کوچک سنجدیش تاثیر داشته که همان طور ...(منظورم:احمق بود) باقی خواهد ماند...
بعد نوشت:اسامی مستعار است و هیچ اتهامی متوجه نویسنده ی داستان نیست!
ته نوشت:آخر داستان آهنگ محسن یگانه گوش کنین(هیچ ربطی نداره اما خوب گوش کنین دیگه)
نیشخند نوشت:از مردم شهید پرور خرمشهر و کل ملت تقاضا داریم جهت بالابردن فاز ضد دارن شانی به جای درن از لفظ دارن استفاده کنین اینجوری بیشتر حرصشون در می یاد...!
نظرات ()باسلام من نیما هستم نویسنده ی جدید این وبلاگ.
باتشکرازدوست عزیزم انتی درن شان:
این اولین اپ منه و امیدوارم وظایف خودمو به خوبی انجام بدم...
با تفصیر یه عکس از نویسنده شروع میکنم...ببینید:
خوب...من درسلامت عقلی این اقا شک کردم...اوبه یک دلفین لب داده است!!!
وفکر میکنم ایشون توهم زده....والا!!! تو کتاب یک دیموناتا میخونیم که گروبز به مردلاس گفت"هیچ دختری به پک و پوز زشتی مث این نیگاه نمی کنه!!!" وجاداره ازخودم بپرسم این موردو در توصیف خودش نگفته؟ نه تورو خدا نیگای قیافه ش کنین...بیچاره جوشای نوجوونیش هنوز روصورتش مونده و این نشون دهنده ی عدم رشد مغزیه!!! امیدوارم اندکی لذت برده باشین... قربانتون:نیما 
نظرات ()دراین پست فقط میخواهم همکار جدیدم را معرفی کنم.
دوست عزیزم نیماجان:
به وبلاگ من خوش امدی.
برایت ساعات خوشی راارزومندم وامیدوارم بتوانی در ساخت میهن عزیزمان قدمی برداری.
وازتو خواهشمندم وظیفه هایت رابه درستی و با احساس مسعولیت انجام دهی.
باارزوی موفقیت و بهروزی برای شما.
نظرات ()سلام.
دارن شانیستای محترم:فرموده بودین نقد کنم.قبل از هر چیز می خوام یه مسئله ی خیلی مهم رو
خدمتتون عرض کنم:
شما ها که اینقدر ادعای دارن شانیست بودن میکنین پس چرا خودتون راه میرید و بهش توهین میکنید؟
من شخصا تویه وبلاگ دارن شانیست دیدم که نویسنده توی سه تا از پستاش فقط ایشونو مسخره
کرده بود.
مطالب ایشون ازاین قرار بود:
دوعدد مصاحبه (دراین دو پست تمام خصوصیات نویسنده به مسخره گرفته شده بود.)
یک عدد بیوگرافی اصلاح شده از دارن شان توسط مدید وبلاگ.
فکر میکنم خیلی هاتون این وبلاگ رو میشناسین.درست نمیگم؟
برای شروع من ملایم ترین و مودبانه ترین پست رو براتون میذارم:
یک عد بیو گرافی اصلاح شده:
بیوگرافی درن شان!!!!!!
به به..........سلام بچه ها....چه خبر؟
گفتیم تابستونه بشینیم واسه خودمون یه بند اپ کنیم!
سارا جوووووووووونم از این به بعد توهمه ی اپام بت متلک می پرونم....!چه طوره؟موافقی؟
اخه یعنی چی؟تو هم واسه خودت خوش بگذرون تا من اپ کنم!
(قهر قهر تا روز قیامت!)اشتیم نداریم!دیگه از مسایل خصوصی بگذریم......(شوخی بود گلم)
این دفعه میخوام بیوگرافی درن جوووووووونو بذارم براتون......
پس بسم ا......
نام:درن
نام خوانوادگی:اشاگنسی
محل تولد:نسیم اباد انگلستان- غضنفر درمان هاسپیتال
وضعیت جسمی:ماموت!
وضعیت روانی:نامتعادل
میزان سواد:سه کلاس(کلاس سوم ناقص رها شد)
دور کمر:دو متر و هشتاد سانتیمتر(چون از نصف بیشتر است انرا گرد می کنیم و می گوییم سه متر)
دورسر:دو سانتیمتر و هشت میلی متر(چون از نصف بیشتر است انرا گرد می کنیم و می گوییم سه سانتیمتر)
قد:دومتر زیر زمین!
سن:سی و شش .....روز؟ ماه؟ سال؟ قرن؟ (انتخابش با شماست!)
اصالت:لریا ترک؟یکی از این دوتاست!
مواد سازنده:چربی!
جرم مغز:منفی 7000کیلوگرم
شغل:نامرد!کارش اینه که بچه های مردمو ازدرس و زنگی بندازه!(نوشته شده توسط مامانای محترم!)
وضعیت ازدواج:ترشیده!
وتمام این خصوصیات باعث میشن که ما در کنار کتاباش اوقات خوبی رو سپری کنیم!
این دقیقا و کلمه به کلمه ی محترمانه ترین پست ایشون بود!
وجا داره منم بپرسم این نویسنده ی محترم بااینکه همچین چیز هایی تو
پستشون مینویسن چرا بالای وبلاگشون گنده نوشتن دارن شان؟
نمیخوام اسم بیارم ولی حتما فهمیدین چه وبلاگی رو میگم.
با مراجعه به این وبلاگ تو صفحه ی اول میتونید دو تا مصاحبه رو بخونید.
باتشکر
نظرات ()سلام
من می خواهم کاری رو که یه روز یه نفر دیگه شروع کرد ادامه بدم.
در این وبلاگ ما درباره ی حرکات و دیوانه بازی های شخصی به نام دارن شان بحث می کنیم.
این مرد کتاب هایی غیر اخلاقی چندش اور و خسته کننده ای می نویسد.
من واقعا متاسفم که کتاب های اورا خریده ام.
در اپ های بعدی در مورد این فرد دیوانه بیشتر بحث خواهیم کرد.
باتشکر:
انتی دارن شان
نظرات ()